0:00
/
Transcript

پیام سخن‌رانی اشرف برای فریب مردم پیش از پیش ضبط‌ شده بود

او گفت در ارگ ریاست‌جمهوری وحشتی مطلق حاکم است و اشرف غنی در حال فرار از کشور است. گفتم: «چطور ممکن است؟» رئیس‌جمهور قرار بود به مردم افغانستان سخنرانی کند

نویسنده: باسو
ترجمه: اسدلله جعفری(پژمان)
گوینده: ناهید یعقوبی


در مسیر بازگشت، تلاش کردم با چند تن از رهبران ارشد طالبان که در دوحه قطر مستقر بودند تماس بگیرم تا ارزیابی آن‌ها از وضعیت جاری را بدانم و بفهمم برنامه‌های بعدی‌شان چیست؛ از همه مهم‌تر، اینکه آیا واقعاً «راه‌حلی» از دل گفت‌وگوهایی که آن‌جا در جریان بود بیرون خواهد آمد یا نه. بار دیگر سعی کردم با تیم رسانه‌ای دکتر عبدالله عبدالله و حامد کرزی ارتباط بگیرم، اما به نظر می‌رسید که همۀ آن‌ها به‌کلی ناپدید شده‌ بودند، انگار ذوب شده به زمین فرو رفته باشند.

با خودم فکر کردم حتماً اتفاق بدی در جریان است. در نهایت، موفق شدم با یکی از رهبران طا-لبان که (نامش محفوظ است) صحبت کنم. تماس واتساپی مان دو یا سه دقیقه بیشتر طول نکشید. او با لحنی آمیخته با غرور به زبان هندی گفت: «خانم! حالا کابل دیگر دور نیست.» از شنیدن این جمله لرزه به جانم افتاد. وقتی به هوتل کابل سرینا رسیدم، هوا رو به تاریکی بود و مانند میلیون‌ها نفر دیگر در سراسر جهان، منتظر سخنرانی اشرف غنی بودم. درست در همان لحظه، خبر رسید که طالبان به دروازه‌های کابل رسیدند و در آن‌جا خیمه زده‌اند؛ آن‌هم در حالی که طالبان تأکید می‌کردند قصد ندارند با زور قدرت را به دست بگیرند و از خون‌ریزی پرهیز خواهند کرد.

شروع کردم به تماس گرفتن و با یکی از افسران اطلاعاتی که زیر نظر حمدالله محب کار می‌کرد گفت‌وگو کردم. او مردی مهربان و دل‎سوز بود و همیشه با اشتیاق می‌کوشید که به من کمک کند. اما حالا بیش از هرچیز دیگری نگران جان خودش بود و می‌خواست راه فرار پیدا کند. او برای خودش و خانواده‌اش بلیت پرواز در تاریخ ۱۵ آگوست، گرفته بود تا از کشور خارج شوند. بنابراین، این گفت‌وگو برای او چیزی شبیه به «آخرین مکالمه» با من بود، چرا که در آن لحظه نمی‌دانست سرنوشت او را به ناکجا آباد خواهد برد.

او گفت در ارگ ریاست‌جمهوری وحشتی مطلق حاکم است و اشرف غنی در حال فرار از کشور است. گفتم: «چطور ممکن است؟» رئیس‌جمهور قرار بود به مردم افغانستان سخنرانی کند. او گفت پیام ویدئویی از شب قبل، یعنی به تاریخ ۱۳ آگست ۲۰۲۱، پیش‎ از پیش ضبط شده بود. هم‌چنین گفت که حمدالله محب، در آخرین تلاشِ ممکن، با همه فرماندهان نیروهای امنیتی گفت‌وگو کرده بود، در حالی که کابل کاملاً در محاصره قرار داشت، تا اینکه یک ارزیابی نهایی از وضعیت به دست آید.

در همان لحظه، احساس بی‌حسی به من دست داد. این افسر اطلاعاتی دستگاه غنی، گفت که محب نگران بود، زیرا رئیس‌جمهور شب قبل این سخنرانی را ضبط کرده بود که نیروهای امنیتی افغانستان با حمایت دولت به مبارزه با طالبان ادامه خواهند داد. اما مشاور امنیت ملی نظر دیگری داشت، چرا که زمزمه‌ها در کابینه جنگ حاکی از آن بود که نیروها امنیتی همه تسلیم شده‌اند، تمام منابع و پشتیبانی کاملاً قطع شده است.

گزارش‌هایی درباره خروج جنرال دوستم و عطا نور از کشور، بنیان حکومت را به لرزه درآورده بود، زیرا آن‌ها آخرین کسانی بودند که در برابر طالبان ایستادگی می‌کردند، هرچند به شکلی بسیار ضعیف. با این‌حال، حضور آن‌ها برای افغان‌ها نوعی انگیزه و روحیه روانی ایجاد کرده بود.

در حالی که همه این اتفاقات در جریان بود، من چند کیلومتر آن‌طرف‌تر، در یک کافه روباز ترکی، همراه با نیروهای گلبدین حکمتیار نشسته بودم. آن‌ها پیش از مصاحبه‌ام با رهبرشان می‌خواستند به‌طور غیررسمی با من ملاقات کنند و درباره سؤالاتی که قصد داشتم از حکمتیار بپرسم، با من گفت‌وگو کنند؛ چرا که به ندرت پیش می‌آمد او با خبرنگاران هندی مصاحبه کند. کافه عمدتاً پر بود از مردانی که قلیان می‌کشیدند و کباب‌هایی را که روی سینی‌های چندطبقه آماده می‌شد، می‌خوردند.

ما شام را با قهوه ترکی به پایان رساندیم و همان‌طوری که افراد گلبدین مرا از هوتل با خودرو برده بودند، دوباره به هوتل بازگرداندند. وقتی به هوتل کابل سرینا نزدیک می‌شدیم، یکی از آن‌ها از من پرسید چگونه می‌تواند به هند سفر کند. از او پرسیدم چرا می‌خواهد به هند برود. او گفت که در شهر چِنای هند پزشکی خوانده «غذای هندی را دوست دارد و دلش تنگ شده است». سپس پرسید آیا می‌توان با جعل اسناد بیماری برای درمان پزشکی به هند سفر کرد.

من او را از این موضوع منصرف کردم. درست وقتی که می‌خواستم از موترخودرو پیاده شوم، به من گفت: «ما این‌جا امن نیستیم، ممکن است هرلحظه، هراتفاقی برای هریکی از ما بیفتد. آن‌ها [طالبان] درست بیرون از شهر کابل منتظرند.» همان لحظه ساعت ۱۰:۳۰ شب بود. با آن‌ها خداحافظی کردم و قول دادم که فردای آن روز دوباره آن‌ها را ببینم و ....

مطالب مرتبط:

Mohajir Times
اختلافات درونی شاخه خراسان داعش – بخش سوم و پایانی
نویسنده: مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل…
Listen now

Share Mohajir Times

Leave a comment

Discussion about this video

User's avatar

Ready for more?